بیانات و حمایت صریح رهبر معظم انقلاب از قیام مردم مصر زمانی روی داد كه هم غربی‌ها و هم رژیم صهیونیستی انتظار این را داشتند كه مبارك حداقل یك سال دیگر بماند.

گفت‌وگو با حسن عابدینی ، كارشناس امور بین‌الملل و تحلیل‌گر مسائل سیاسی درباره اثرات خطبه عربی رهبر انقلاب و تحلیل سردرگمی غرب در رابطه با تحولات خاورمیانه



http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif نگاه تحلیل‌گران رسانه‌های عرب‌زبان درخصوص خطبه عربی نماز جمعه رهبر معظم انقلاب چگونه بود؟


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif این خطبه بازتاب‌های بسیار فراوانی در حوزه مخاطبین عرب‌زبان داشت. جدای از مباحث و بازتاب درباره محتوای خطبه، نخستین پرسشی كه مطرح شد و در رسانه‌های مختلف راجع به آن بحث می‌شد، این بود كه چرا حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یك خطبه كامل عربی در مورد تحولات مصر و تونس بیان كردند؟ اساساً چرایی نطق عربی رهبر معظم انقلاب از نظر تحلیل‌گران جهان عرب در رسانه‌های مختلف محل مناقشه شد.

به‌طور مثال برخی گفتند كه آیت‌الله خامنه‌ای قصد داشتند كه با زبان عربی و به صورت مستقیم با عرب‌زبان‌ها صحبت كنند نه این كه چیزی گفته شود و سپس آن سخنان به زیان عربی ترجمه شده و احیاناً در ترجمه‌های مختلف دستخوش تغییراتی شود. بنابراین خیلی از رسانه‌ها این موضوع را مد نظر قرار داده و تحلیل‌های مختلفی درباره آن ارائه كردند.

نكته دوم نیز این بود كه در بسیاری از تحلیل‌ها گفته شد كه رهبر انقلاب به زبان عربی مسلط هستند اما تا كنون آن را ابراز نكرده‌اند. اگرچه ایشان پیش از این نیز خطبه‌های متعددی به زبان عربی در نماز جمعه داشتند اما به دلیل برجستگی موضوع، برخی رسانه‌ها این سوژه را در گزارش‌هاشان مطرح كردند كه تا كنون هیچ موقع هیچ مقام ایرانی به زبان عربی صحبت نكرده است، اما این سخنرانی مشخص كرد كه رهبر ایران به زبان عربی فصیح مسلط هستند كه این امر نشان می‌دهد كه آثار ادبی یا موضوعاتی كه در دنیای عرب‌زبان‌ها منتشر می‌شود، ایشان بدون واسطه مترجم مطالعه می‌كنند و در جریان قرار می‌گیرند.


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/10951/C/13891115_1210951.jpg



http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif به نظر شما كدام قسمت از نطق عربی رهبر انقلاب تأثیرگذار بود؟


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif در حوزه محتوا نیز محورهایی كه به عنوان یك مرام‌نامه برای پیشبرد اهداف قیام ملت مصر بیان شد، حائز اهمیت بود. یك جمله كلیدی رهبر انقلاب بیان داشتند مبنی بر این‌كه در میدان مبارزه، جنگ بین اراده‌هاست و هر كسی كه از اراده قوی‌تری برخوردار باشد، پیروز میدان است. ایشان اشاه كردند كه شِگرد دشمن ناامید كردن مردم است. اتفاقاً در این مدتی كه قیام مردمی شكل گرفت، دشمنان به‌شدت تاكتیك ناامیدسازی مردم را پیگیری كردند.

نكته دیگر، راهكارهایی بود كه ولی امر مسلمین برای اتحاد و یكپارچگی ارائه كردند. ایشان دو نهاد مهم و تأثیرگذار را در مصر مورد خطاب قرار دادند؛ یكی ارتش كه رهبری سابقه آن را در دو جنگ در سال‌های 1967 و 1973م بر ضد رژیم صهیونیستی گوشزد كردند كه به نظر بنده این یادآوری غرور ارتش را برمی‌انگیخت. گروه دومی كه مورد خطاب آقا قرار گرفتند، علما و اساتید دانشگاه الأزهر به عنوان مهم‌ترین نهاد دینی در مصر بودند كه ایشان از آن‌ها نیز خواستند كه به میدان بیایند.

اما یك توصیه‌ای نیز ایشان در آخر خطبه‌ها بیان كردند كه این توصیه بسیار هوشمندانه و مؤثر بود. دلیل آن هم این بود كه نه از جایگاه بالاترین مقام مذهبی و سیاسی یك كشور بلكه به عنوان توصیه‌های یك برادر دینی به برادران دینی خودش بیان می‌شد.

ایشان گفتند كه دشمن تلاش می‌كند تا این‌گونه القا كند كه ایران با این صحبت‌ها قصد دخالت در امور داخلی شما دخالت كند، شیعه را در مصر ترویج كند و این‌كه ایران می‌خواهد اندیشه ولایت فقیه و مدل حكومتی ولایت فقیه را در مصر ترویج كند.

ایشان اعلام كردند كه همه این‌ها دروغ‌های ساخته و پرداخته نظام سلطه برای ایجاد جدایی بین ملت‌های مسلمان است. چون اگر ملت‌های مسلمان یكی بشوند، می‌توانند چهره منطقه و آرایش سیاسی منطقه را تغییر دهند. این خطابه نشان داد كه رهبر معظم انقلاب فارغ از مسؤلیتی كه دارند یك هوشمند سیاسی و یك تحلیل‌گر برجسته و مسلط بر رخدادهای جهانی است.


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif این موضوع‌گیری رهبر انقلاب در قبال انقلاب مردمی مصر و تونس چه تأثیراتی را در عرصه بین‌الملل خواهد داشت؟


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif این نكته بسیار حائز اهمیت است. زمانی یك تحلیل‌گر ساده این موضوع را مطرح می‌كند كه این امر نه هزینه‌ای برای كشور دارد و نه هزینه‌ای برای خود شخص. زیرا در نهایت می‌گویند كه وی یك تحلیل‌گر بود و اشتباه كرد. اما وقتی كه بالاترین مقام سیاسی و مذهبی كشور این سخنان را مطرح می‌كند، این مسئله بر روابط دیپلماتیك و سیاسی كشور با سایر كشورهای به‌شدت تأثیرگذار خواهد بود.

همه دیدند كه آیت‌الله خامنه‌ای با قدرت، با طیب خاطر و با اطمینان قلبی این موضوع را بیان كردند. درحالی كه بسیاری و بهتر است بگویم خیلی از دوستان داخلی و خارجی معتقد بودند كه ممكن است این سخنان برای ایران هزینه داشته باشد. حتی دوستانی كه خارج از ایران و در منطقه بودند، با توجه به اطلاعاتی كه نسبت به مصر داشتند، پیش‌بینی سقوط مبارك را نمی‌كردند.

هیچ شبكه رسانه‌ای، هیچ نهاد امنیتی، تحلیل‌گر سیاسی و هیچ شخصیت رسمی در دنیا پیش از این خطبه‌ها نمی‌توانست به این صراحت راجع به این موضوع صحبت كند و صحبتی هم نكرد.

نكته بعدی این‌كه موضع‌گیری رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نمازجمعه یك سرمایه‌گذاری برای جمهوری اسلامی ایران بود. به تعبیر دقیق‌تر یك سرمایه‌گذاری بلندمدتی بود كه در آینده بر روابط ایران و مصر تأثیر خواهد گذاشت. زمانی كه هم غربی‌ها و اروپایی‌ها و هم كشورهای عربی همسو با مبارك و حتی آن‌هایی كه با مبارك مشكل داشتند، سكوت پیشه كردند، آن بیانات خطاب به مردم مصر ایراد شد. این یك سرمایه‌گذاری در قلّك روابط آینده جمهوری اسلامی و مصر خواهد بود.

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif تحلیل غربی‌ها در این‌باره چگونه بود؟


http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif بیانات و حمایت صریح رهبر معظم انقلاب از قیام مردم مصر زمانی روی داد كه هم غربی‌ها و هم رژیم صهیونیستی انتظار این را داشتند كه مبارك حداقل یك سال دیگر بماند.


همان روز جمعه كه بیانات حضرت آقا مطرح شد، در «هاآرتص» و «یدیعوت اخرونوت» - این دو روزنامه هم دیدگاه موساد و هم دیدگاه دولت و همچنین احزاب وابسته به دولت اسرائیل را بیان می‌كنند- دومقاله نوشته شد مبنی بر این‌كه شما فكر نكنید مبارك به این زودی‌ها خواهد رفت. در آن یادداشت آمده بود كه مبارك با بن‌علی تفاوت دارد. زیرا مبارك به عنوان یك سرباز، سی‌سال حكومت كرده است و حداقل این است كه یك سال با این موضوعات دست و پنجه نرم كرده تا بتواند موضوع را كنترل كند.

ایالات متحده آمریكا طی سی‌سال گذشته با برخورداری از شانزده نهاد اطلاعاتی تمام موضوعات امنیتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مصر را در اختیار داشت اما هیچ كدامشان نتوانستند این موضوع را پیش‌بینی كنند.

علت سیاست زیگزاگی كاخ سفید و وزارت خارجه امریكا كه در قالب صحبت‌های آقای اوباما و خانم كلینتون نمایان شد نیز به همین موضوع برمی‌گردد. آن‌ها صبح از مردم حمایت می‌كردند و بعداز ظهر از حكومت و دوباره شب از مردم! این به این دلیل بود كه نمی‌دانستند چه اتفاقی خواهد افتاد.


اهمیت این قضیه هم این‌جاست كه غربی‌ها و رژیم صهیونیستی با آن میزان نیروهای امنیتی و اطلاعاتی  و نفوذشان در مصر، نتوانستند حوادث مصر را به‌درستی پیش‌بینی كنند. در حالی كه با توجه به نكته فوق، آن‌ها باید زودتر به این نتیجه می‌رسیدند. اما می‌بینیم كه مثلاً خود خانم كاترین اشتون به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و وزیران امور خارجه فرانسه، انگلیس و آلمان، آقای بان كی مون، دبیركل سازمان ملل، آقای لاگروف، وزیر امور خارجه روسیه و خانم كلینتون، وزیر امور خارجه آمریكا برای بررسی موضوع گرد هم آمدند اما نتوانستند آینده مصر را پیش‌بینی كنند. این‌ها با امیدواری از استقرار حكومت مبارك سخن می‌گفتند تا مدیریت بحران كنند و آن‌جا را به‌نوعی كنترل كنند. اما واقعیت چیزی بود كه در شب 22 بهمن اتفاق افتاد و آن سقوط دیكتاتوری حسنی مبارك بود.